منظور از تجسم اعمال, حاضر شدن اعمال در روز قيامت در پيش گاه انسان است.
قرآن مجيد مى فرمايد:(يوم تجد كل نفس ما عملت من خير محضراً و ما عملت من سوء تود لو ان بينها و بينه امداً بعيداً;در قيامت, هر انسانى تمام اعمال خوب خود را كه در دنيا انجا م داده, حاضر و مشهود مى يابد و آرزو مى كند ميان او و آن چه از اعمال بد انجام داده فاصله زمانى زيادى باشد.)
آل عمران(3) آيه 30.
رسول خدا(ص) مى فرمايد: بدون شك اعمال تو قرينى است كه با تو دفن مى شود و او زنده است و تو نيز با او دفن مى شوى و مرده هستى; پس اگر آن قرين, كريم باشد, تو را از گزند حوادث مصون خواهد داشت و اگر لئيم باشد, جز از وى دچار وحشت نمى گردى و آن قرين, عمل تو است.
رسول خدا(ص) مى فرمايد: بدون شك اعمال تو قرينى است كه با تو دفن مى شود و او زنده است و تو نيز با او دفن مى شوى و مرده هستى; پس اگر آن قرين, كريم باشد, تو را از گزند حوادث مصون خواهد داشت و اگر لئيم باشد, جز از وى دچار وحشت نمى گردى و آن قرين, عمل تو است.
قرآن مجيد به صراحت مى فرمايد: در روز قيامت, همان را كه اكنون فرستاده ايد خواهيد داشت.
نساء(4) آيه 10.
به قول استاد مطهرى: [انسان] هم چون كسى است كه وقتى در سفر است اشيايى را خريدارى كرده و پيش از خود به وطن مى فرستد, او بايد مطمئن باشد كه وقتى از سفر برگشت و به وطن خويش رسيد, در بسته بندى پستى كه فرستاده است همان چيزهايى است كه خودش تهيه كرده است.
سعدى مى گويد:
برگ عيشى به گور خويش فرست
كس نيارد ز پس تو پيش فرست
هركه مزروع خود بخورد و خويد
وقت خرمنش خوشه بايد چيد
كس نيارد ز پس تو پيش فرست
هركه مزروع خود بخورد و خويد
وقت خرمنش خوشه بايد چيد
در حديث است كه زنى كوتاه قد براى مسئله اى به حضور رسول اكرم(ص) مشرف شد, پس از رفتن آن زن, عايشه, كوتاه قدى وى را با دست خويش تقليد كرد. حضرت به وى فرمود: خلال كن. عايشه گفت: مگر چيزى خوردم؟ حضرت فرمود: خلال كن. عايشه خلال كرد و پاره گوشتى از دهانش بيرون افتاد.
و اما و اما و اما
مولوى اين حقيقت را در شعرش تبيين كرده, آن جا كه مى گويد:
اى دريده پوستين يوسفان
گرگ برخيزى از اين خواب گران
گشته گرگان يك به يك خوهاى تو
مىدرانند از غضب اعضاى تو
ز آن چه مى بافى همه روزه بپوش
ز آن چه مى كارى همه روزه بنوش
گر ز خارى خسته اى خود كشته اى
ور حرير و قَزْدرى خود رشته اى
چون ز دستت زخم بر مظلوم رُست
آن درختى گشت وز آن زقّوم رست
اين سخن هاى چو مار و كژدمت
مار و كژ دم مى شود گيرد دمت
اين يكي هم محشره:
حشر پر حرص خس مردار خوار
صورت خوكى بود روز شمار
زانيان را كنده اندام نهان
خمر خواران را بودگنده دهان
گند مخفى كان به دلها مىرسيد
گشت اندر حشر محسوس و پديد
بيشهاى آمد وجود آدمى
بر حذر شو زين وجود ار آدمى
ظاهر و باطن اگر باشد يكى
نيست كس را در نجات او شكى
در وجود ما هزاران گرگ و خوك
صالح و ناصالح و خوب و خشوك
حكم آن خوراست كان غالبتر است
چونكه زر بيش از مس آمد آن زر است
سيرتى كاندر وجودت غالب است
هم بر آن تصوير حشرت واجب است
آفرين بر قرآن با اين شاگردانش. اگر قرآن نمىبود مولوى و حافظ و سنايى و عطار و سعدى و امثال آنها بوجود نمىآمدند.
و اين افتخار ايران را بس كه توانست معارف اسلام را بهتر از هر قوم ديگرى دريافت كند.
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمود رضا
|
